سلااااام....
حال و احوالتون؟؟خوبید؟؟
تا حالا شده زیر لب یه زمزمه ای کنید و از خدا چیزی بخواید؟؟
امروز صبح که از خواب بیدار شدم دلم هوای بارون کرده بود...به این فکر کردم که خیلی وقته بارون نیومده کاش بارون می اومد...وای باورتون نمیشه وقتی که رفتم تو حیاط ، دیدم که همه جا خیس بارونه... با صدای بلند و تعجب آوری گفتم که بارون اومده؟؟ مامانیم هم جواب داد که آره...
اصن باورم نمیشد.خدا جونم شکرت... خدا ازهمه چیز آگاهه حتی اون زمزمه ای که من زیر لب گفتم و آرزوی بارون کردم رو هم شنیده...این ینی خدا همیشه حواسش بهم هست ...
خدایا شکر........
وای که چقد دوس دارم برم زیر بارون قدم بزنم...اما چه میشه کرد که باید سر کار باشم
خب حالا که اینطوره یه چیزی هم برای ما بخواه خسیس
سلامتی....
هیچ نعمتی بهتر از سلامتی نیس.