در یکی از روزهای دور،
در یکی از روزهای زمستانی سرد؛
نبودنت را به خورشید گلایه میکنم؛
زمانی که خورشید جایش را به ماه میدهد باز به جستجویت برخواهم خاست...
و در کوچه های شب
سراغت را از رهگذران شب زده ی ستاره دیده خواهم گرفت
زمانی که میدانم دیگر نیستی؛
ادامه...
سلام
اینا چیین؟
اسم دارن؟
سلااام...
اسمو بیخیال فعلا لذتشو ببرین تا بعد برسیم به اسما
سر فرصت اسمها رو هم زیر عکسا درج میکنم
سلام فرنوش جان
عکسای بسیار زیبایی گذاشتی
موفق و سربلند و سلامت باشی
سلااام عزیزم...
ممنونم لطف داری.
شاد باشی
سلام
می بینم که گزارشت کامل تر شده دوست خوبم
سلااام...
عکسا تازه به دستم رسیده
ممنونم که سر زدی.
ووووووووووی! چه قشنگ و البته ترسناک
خه من از غار میترسم..ولی قشنگ بود خیلی..
سلااام...
آره واقعا قشنگه...اما ترسناک نه
چرا؟؟؟
سمت راستم توی اون کوچه باریک 2تا دختر 20 یا 23 ساله با شلوارهای چریکی پناه گرفتند.
ازشون عکس می گیرم لنزم مناسب نیست. به خودم فحش می دم که نتونستم
لنز مناسب رو با خودم بیرون بیارم....