قاصدک

پرواز کن قاصدک...  

تا می توانی اوج بگیر

دور شو از این خاک غریب

مگذار دست نوازشگری پای رفتنت را به طمع بند، بندد

زمین دیگر زیبا نیست

برای زیستن باید دلی پرریا داشت 

نفس کشیدن سخت دشوار است!!! 

آخرین نفس هایم و سوی چشمانم را بدرقه راهت می کنم. 

از ستارگان می خواهم که راهنمایی شوند در ظلمت بیابان .

آنگاه که تن عریانت را گریزی نیست از سرمای شب ، شنهای کویر را گویم تا در آغوش کشند پیکر خسته و نحیفت را ... 

و از شبنم صبحگاهی خواهم که تو را سیراب کند و ره توشه ای باشد برای واپسین روزها ... 

هر کجا خسته شدی خود را بسپار به باد

بار دیگر اوج بگیر 

دور شو از این خاک غریب ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات 1 + ارسال نظر
مهراب شنبه 26 فروردین 1391 ساعت 11:09 http://mehrabkamali.blogsky.com

قشنگ بود

ممنونم...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد